آلونک دوستی
به نام تک مکانیک قلبهای تصادفی
تا دیروز فکر می کردم یه دست مهربونی هست که وقتی گریه می کنم اشکهامو پاک کنه تا دیروز فکر می کردم یه دل داغی هست که وقتی دلم سرد میشه دوباره داغش کنه تا دیروز فکر می کردم یه مغز عاقلی هست که وقتی که دیگه مغزم کار نمی کنه کمکش کنه تا دیروز فکر می کردم یه گوش شنوایی هست که می تونم همه احساسمو براش بگم تا دیروز فکر می کردم یه دل مهربونی هست که وقتی دلم گرفت دلداریم بده افسوس تا دیروز فکر می کردم یه کوه محکمی دارم که وقتی امیدم نا امید میشه بتونم بهش تکیه کنم ولی افسوس که امروز دیدم همش یه رویای بچه گانه بود. تا دیروز فکر می کردم یه نفسی هست که با نفس من نفس می کشه
| Design By : Night Skin |

