آلونک دوستی
به نام تک مکانیک قلبهای تصادفی
به وبلا گ من هم سر بزنید. در سكوت مردمان كوچك اين شهر خاكستري بزرگ ماه را می بینم که با وقار وآرامش در آسمان صاف وتیره ایستاده در چهره ی ماه تاسفی می بینم نواری از ناامیدی در صورت رنگ پریده اش نمایان است از او می پرسم :(چه شده ماه پر غرور؟)ماه میگوید:از این آسمان تار همیشگی از این مردمان کوچک بی احساس واز اینکه هر شب عاشقی میمیرد به تنگ آمده ام. ...شب گذشته را به خاطر دارم .ستاره ای بی فروغ از آسمان به زمین افتاد؟ با نگاهی به شهر خاکستری وسنگی آوایی سر می دهم تا در کوچه های خلوت بپیچد و بر سر آسمان سایه افکند . با خود می اندیشم ...چه خوب است که هر شب ستاره ای از آسمان به زمین بیفتد تا این شهر خاکستری و دلهای مردمانش ستاره باران شود . حال دیگر ماه خوابیده ...... شاعر : الهام (اریل پاتر)![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


